سه شنبه, 08 مهر 1393
محمد بهادر
حضرت پیر مولانا دکتر جواد نوربخش (نور علیشاه کرمانی)
خانه عشق
پیر جوان بخت دکتر علیرضا نوربخش (رضا علیشاه کرمانی)
زیارتگه رندان جهان

ساکن میخانه

تاریخ ایجاد در 04 مهر 1393

ساكن ميخانه

آن سالها كه دور از مي و ميخانه بوده ام          ساغر تهي زان باده ی مستانه بوده ام

عمري تباه كرده درحيرت و بي خبري          در بزم عشـق غايبي رندانه بوده ام

اندر پي حقيقت دوان در ره مـجاز          با قـطع راه در ره بيـگانـه بـوده ام

حيران ميان مسجد وبتخانه وكنشت          دامن كشان چو يكي ديوانه بوده ام

گنجي است درون هردل حق پرست وليك          جـوياي آن در پي ويـرانه بـوده ام

مُفتي كجاست تا كه گويمش من تمام عمر          در حسرت آن باده و پيمانه بوده ام

تا حدّ زند مرا محتسب زِ روي حساب          چون خواستار آن باده ی جانانه بوده ام

اي رند نكته دان تو مزن لاف ماسبق          مي دان سالها مجاور ميخانه بوده ام

سر را سپرده در ره جانان به يك نظر          دربزم شمع وگُل يكي پروانه بوده ام

كنون به يُمن نوربخشي پيـر ميكده

گويي سالهاست ساكن ميخانه بوده ام

حواسّ

تاریخ ایجاد در 04 مهر 1393

 انقلابات درونی خویش را پاس بداریم. هسته ی مرکزیِ وجودِ آگاه و مسئولِ انسان، گاه تحت تأثیر خواندن کتاب یا مقاله ای، یا شنیدنِ موضوع یا موردی، یا دیدن شخصی، در عرض ساعات یا دقایقی منقلب گردیده، و باعث می شود اعتقاد و اعتماد  او صد چندان گردد.

پیشینیان غیر از حواسّ پنجگانه، گاهی حالات روحی و روانی بخصوصی در خود و دیگران تشخیص داده و از این حالات بنام حسّ ششم یاد کرده اند. این حسّ به صورت کم و بیش در تمامی افراد بشر وجود داشته و از جمله توانمندی های آن این است که همانند یک دستگاه رادار، انسان را قبل از وقوع حوادث احتمالی آگاه می سازد. این حسّ ششم یا رادار انسانی دروجود تمام مخلوق به درجه ی تکامل نرسیده است. انسان جهت شناخت، تقویت و تکامل آن، می تواند با روشهایی که در طریقت وجود دارد از قبیل : تزکیه نفس، مراقبه و نیروی تمرکز و تفکّر به مرحله ی کشف و شهود رسیده و به نحو احسن از آن حال بهره مند گردد.

ادامه مطلب...

افیون شیدایی

تاریخ ایجاد در 04 مهر 1393

افیون شیدایی

تـرا امـشب کنـم یـادی که بـر بالـین مـن آیـی          ز نور خود به من تابی به هـر دستی و هر پایـی

زنامت من که تاهستم همیشه سرخوش و مستم          زبان از غـیر بَربسـتم، ترا می خوانـم هـر جایی

شوم سرمست زِبوی توکه سرمستی فقط ازتوست          زنم بر تار و پـودِ چنگ و هـر قانون و هـر نایی

تو ذکرت بـر لسان باشـد وعشقت در نهان باشد          نمی گُنجی تودرکاغذ که وصفت هست چوصحرایی

به روی سنگ خارا و بـه روی گُل نـوشـتم مـن          که تو نـورِ خـدا هستی، برون از هـر من و مایی

نگویم جزتو من چیزی، که ناچیز است هرچیزی          نپویـم جـز رهت راهـی، که تنـهایی ست تنهایی

به سرسودای عشقت هست، به دل گنجِ نهانِ تو          نمی دانم وجودم چیست؟ ولی بر سر تو سودایی

مریـدان را بده چشمی، که بینند نـورِ عشـقت را          تـوانـی بـر همـه کـوران، دهـی داروی بیـنایـی

نظـر بـر این فـقیران کن از آن نورِ جـهانبخشت

که بر جانهای بی حاصل خوراند افیـونِ شـیدایی

حالات گوناگون دل ( قبض و بسط )

تاریخ ایجاد در 04 مهر 1393

 گاهی از شب زنده دارانم نمیدانم کیم

گه اسـیر نفــس نـادانـم نمیدانم کیم

گاه مهمان می شوم در بزم عشق می فروش

گه مـریـد نورعلی جـانم نمیدانم کیم

ادامه مطلب...

گذراندن حالات

تاریخ ایجاد در 04 مهر 1393

تعداد قلیلی از سالکان هستندکه با طلب و صبر و کوشش و امّید و گذراندن مراحلی چند، همچنان خود را تشنه می یابند وکماکان آتش طلب و عشق حق در وجود آنان شعله ور است و هر چه به معلومات آنان افزوده گردد، به ورای علم و عقل می اندیشند و می کوشند تا به نتایجی همچون کشف امور ذوقی و ماوراءالطّبیعه دست یابند.

چون آمادگی پذیرش و حالات روحی و اعتقادات و ظرفیّت همه ی افـراد یکسان نیست، لذا حالات و مقامات و مراحل سیر تکامل را نمی توان نوشت و یا بیان نمود، زیرا زبان از گفتن آنها الکن و قلم از نوشتن آنها قاصر است و چنانچه به هر نحوی از انحاء چیزهایی گفته و یا نوشته شود، پذیرش و درک و عمل نمودن برای بعضی خیلی دشوار می باشد. هر شخصی خودش باید به این باور و به این مراحل برسد تا مفاهیم سیر در آفاق و ماوراءالطّبیعه و کشف شهود را متوجّه شود، که گفته اند : 

ادامه مطلب...

صفحه1 از10

جستجو

مکتب تصوف

Tasavof

 تصوف مکتب اخلاق است و پير طريقت مي‌کوشد که دل صوفي را به اخلاق الهي آراسته گرداند. در حقيقت نقش استاد طريق کيمياگري است و بايد توان آن را داشته باشد که مس دل سالک را با کيمياي نظر تعاليم خود به طلا مبدل سازد. آتشي لازم است تا مس دل در آن گداخته شود و با اکسير پير به طلا مبدل گردد. نام اين اکسير اعظم يا خميرمايه اصلي کار ارادت است و بدون آتش ارادت نه مس دل ذوب مي شود و نه اکسير پير قابل تاثير است.

امید و اراده

Omid

اگر در فراز و فرود هر نواخت زندگی، ناگاه ریتم آهنگت ناهماهنگ شد یا سیمی از سازت برید و پاره شد، دل قوی دار و با امید و اراده نواختن را ادامه بده و آهنگ زندگی را چنان بنواز که موزون ترین و دل نشین ترین صدای عالم به گوش دنیا برسد.

مقاله ها

به نام اوّل و آخر ...

یـوسـفِ جـانـم بـه دیـدارم بیـا          من ز خود رفتم، تو در جانم بیا اوّل مشی...

مسـافری سرگردان

روح انسان همانند آب است؛ از آسمان نازل می شود، مدّتی در دریاها و برکه ها منزل می...

خلقت انسان

کس ندانست بشر ازچه پدیدارشدست علّت خلق بشـر، حلّ معمّا عشـق است حمد و سپاس پرو...

رضایت از زندگی و خداشناسی

در دل خود گنج اسما یافتیم          کس نداند آنچه را ما یافتیم (دیوان نوربخش) ح...

خداوند از همه جهانیان بی نیاز است

خداوند در سوره ی 14 آیه ی 8 فرموده : « وَ قالَ مُوسی اِن تَکفُرُوا اَنتُم وَ مَن...

اشعار

همنشینان پاکباز

دوش   گِردِ   قدحم  عافيتی بود  مدام                     زهد  و تقواي  دمادم  ...

دردی کش میخانه

قــرآن ناطـق پیـر مـا، چشمان او تفـسیر آن          آیـات دلـجـویش بخوان، مستی بو...

مهمان نور

الا ای نوربخشِ دل، مرا در نورمهمان كن          بزن آتش سراپايم، بسان شمع سوزان ك...

خطوط شیدایی

مـدار ابرو و چشـمت خطـوطِ شـیدایی          نشـانِ عشـق و یه عالـم سـرانِ سـودایی...

با عشق بیا تا بشنوی

با عشق بیا تا بشـنوی، مهـر و صـفا را بشـنوی          گوشت شـود نغمه سـرا، ساز هُ...