پنج شنبه, 02 مرداد 1393
محمد بهادر
حضرت پیر مولانا دکتر جواد نوربخش (نور علیشاه کرمانی)
خانه عشق
پیر جوان بخت دکتر علیرضا نوربخش (رضا علیشاه کرمانی)
زیارتگه رندان جهان

عشق الهی و علم کلاسیک

تاریخ ایجاد در 09 خرداد 1393

سعدی بشوی لوح دل از نقش غیر دوست          علمی که ره به حـق ننـمایـد جهالت است

بزرگان تصوّف از قرن ها پیش در کتاب های مختلف بصورت نظم و نثر در این مورد سخن ها رانده اندکه جهت یادآوری چند سطری بعرض می رساند :

عشق پدیده ای است اسرارآمیز. ا ُنس و الفتی است رحمانی. و عشق موهبتی الهی، از جانب حق تعالی است، که این عنایت شامل هرکس گردد، لاجرم به : اعتقاد، ارادت، تسلیم، توکّل، و راضی بودن به رضای خدا و... خواهدرسید. این عشق الهی که در نوع خود بی نظیر و بی همتاست، مهمترین رکن آیین تصوّف بشمارآمده، برای سالک طریق الی الله، چون گنجینه ای پُربها، و همچون چراغ راه  و کوله باری پر از زادراه، محسوب می گردد.

ادامه مطلب...

نوربخش دل

تاریخ ایجاد در 09 خرداد 1393

بیـادِ نـوربخـشِ دل، بـزن مطـرب ربـاب امشب      گهی چون باده میخوردی، بخور ازآن شراب امشب

تو ای ساقی قـدح پُر کن، از آن باده بیادِ دوست          که ساغردست من باشد، پر از آن مِیِ ناب امشب

بیاد روز هستی بخش، دلم را کن خراب و مست          پر از باده نمـا سـاقی، همه جـام حـباب امـشب

خـماری ها که از هـجرت، کشیدم دم فرو بستم          ولی خواهم شوم سرمست آن رنگ و لعاب امشب

اگر در پیـش چـشم خـلق، رسـوای کژاندیشـم          همان بهترکه برخیزم، شوم مست وخراب امشب

به آن نوری که بخشیدی، به ما بی منّت و جاوید          زنیم مستانه ما نعره، که یا حق هو جواب امشب

قـدم در نیستی بگذار و ویـران کن وجـودت را          که در این خانقه دنیـا و مافیهاست سراب امشب

در این وادی که می باشی، مزن جز حق دم دیگر          اگر درویش این کیشی، نبـاشی جز تراب امشب

فقیــر درگهـت هستــم، گـدای مـلک والایـت          در این درگه بمانم تا، کنی مـن را خطاب امشب

تو نور عشـق می بخـشی، به دلهای غـم افـتاده          غمی افـتاده در جـانم، نظر کن این ثواب امشب

اگـر بـاشــد همـه دنیـا، بـه کـام آدم و خـاتـم          بُـوَد ادیـان دیگر انـدر ایـن دنیـا شـهاب امشب

کنـون دوران عـشـقبـازی، چـنان دیگر اثـر دارد          که عشق باشد معلّم چون، همه دنیا کتاب امشب

نظر کن بر منِ خـاکی، تو از عـرش برین یکـدم          که از سوزِ شـرارِ هـجر، نگردم من کباب امشب

بیــاد خـاکِ جـانفرسا، بزن بـر سیـم آخـر تـو

بهـادر دل به معراج است و سر بر آفتاب امشب

برخورد با جوانان در دنیای نامتناهی

تاریخ ایجاد در 09 خرداد 1393

گفته اند رابطه با امورعادی در زندگانی و روابط انسانی و اجتماعی آنست که : بزرگترها و سالمندان به نوجوانان و جوانان محبّت بورزند و آنها را دوست بدارند و وظیفه ی جوانان هم احترام گذاشتن به بزرگترها می باشد. بزرگترها و سالمندان باید بدانند که دنیا لایتناهی است و جوانان را مورد تهدید و ملامت و انتقاد قرار ندهند و انتظار نداشته باشند که روش و حالات یک جوان، همانند یک سالمند باشد. سالمندان باید دوران جوانی خود را به یاد آورند، زیرا دوران جوانی، دورانی است سرشار از عشق، جرأت، هواهای نفسانی، شور و شوق، غرور، تحرّک، تکبّر، انرژی و ازنظر علمی دورانی است پیشرفته با امکانات علمی و ارتباطی و بررسی و مطالعه ی همه جانبه، که در وصف دوران جوانی میر نوروز چنین سروده است :

ادامه مطلب...

قطب ابرار

تاریخ ایجاد در 09 خرداد 1393

در غروبِ عشـق، یاران صبحِ ایمان دیـده ام          آفتـاب اَر شُـد به مـغرب، ماهِ تابان دیـده ام

روز و شب فرقی نـدارد با ضـیاءِ نـوربخش          پرتوافکن مِـهر و مَه از نور، یکسـان دیـده ام

در تموز گرم و سـوزان، شـد گلستان نوبهار          آفتـابِ عـلـم و عـرفـان را فروزان دیـده ام

پنجمین بُرج از فَلَک باشـد اَسَـد اندر نجوم          شـیرِ مُردادی خرامان، سمت کرمان دیـده ام

سی وچار از سالِ شمسی، بیست ویک از روز و ماه          در پیِ مـیلادِ مـنجی، خـتمِ هـجران دیـده ام

کُشته ی نَفس آمـد و در قُربِ رحمان جان گرفت          زان سبب از « نورعلیشاه » پورِ کنعان دیـده ام

خوانده ام از دفتر سلطان، که شـرطِ رَه رضاست          این مقامات و کرامات، جمله را زان دیده ام

خلعـتِ شـاهـانه از آن همّـتِ عـالی گرفت          خِرقه ی تجـرید بر دوشش نمـایان دیـده ام

تا خیـالِ کعبه ی دل دیـده ی جان کرده است          دیده ها از شوق دیدارش دُرّ اَفشان دیـده ام

حلقه ی ابـرار را از قُطب جـانی دیگر است          پیـرِ بُـرنا را به بـرهـان ثِـقلِ دوران دیـده ام

جلوه یِ پیرانِ عالَم چشمه ی جوشانِ عشق          جانشینِ حضرت سلطان، چـو سلطان دیده ام

مجلـسِ خـاصـانِ دنیـا از یمیـن و از یـسار

« شَه رضا » را صاحبِ دیـوانِ امکان دیده ام

عشق به حق

تاریخ ایجاد در 09 خرداد 1393

هنگامی که ازیاد خدا دورباشیم و خودرا مانند قطره ای مستقل بدانیم که بدون ارتباط بادیگر قطرات رودخانه ی هستی ( هست مطلق ) باشیم، هرگز آرامش نخواهیم یافت. امّا هنگامی که با ایمان و اعتقاد وتوکّل به حق، همچون قطره ای هستی خود را دررودخانه اندازیم و با سختی ها، خوشی ها و فراز و نشیب های رودخانه آشنا شویم، دیگر آرام و ناآرامی برای ما یکی است. انسان باعشق به حق وگذراندن فراز ونشیب ها و چشیدن سردی و گرمی ها و لمس نمودن شادی ها و نامرادی ها بخصوص طی نمودن طریق و پشت سرگذاشتن رنج و ملامت ها، از نظر جسمی و روحی در کوره ی آزمایش و مرارت ها، گداخته می گردد و در نتیجه آهن وجودش محکم و آب دیده می شود.

ادامه مطلب...

صفحه1 از8

جستجو

مکتب تصوف

Tasavof

 تصوف مکتب اخلاق است و پير طريقت مي‌کوشد که دل صوفي را به اخلاق الهي آراسته گرداند. در حقيقت نقش استاد طريق کيمياگري است و بايد توان آن را داشته باشد که مس دل سالک را با کيمياي نظر تعاليم خود به طلا مبدل سازد. آتشي لازم است تا مس دل در آن گداخته شود و با اکسير پير به طلا مبدل گردد. نام اين اکسير اعظم يا خميرمايه اصلي کار ارادت است و بدون آتش ارادت نه مس دل ذوب مي شود و نه اکسير پير قابل تاثير است.

امید و اراده

Omid

اگر در فراز و فرود هر نواخت زندگی، ناگاه ریتم آهنگت ناهماهنگ شد یا سیمی از سازت برید و پاره شد، دل قوی دار و با امید و اراده نواختن را ادامه بده و آهنگ زندگی را چنان بنواز که موزون ترین و دل نشین ترین صدای عالم به گوش دنیا برسد.

مقاله ها

به نام اوّل و آخر ...

یـوسـفِ جـانـم بـه دیـدارم بیـا          من ز خود رفتم، تو در جانم بیا اوّل مشی...

مسـافری سرگردان

روح انسان همانند آب است؛ از آسمان نازل می شود، مدّتی در دریاها و برکه ها منزل می...

خلقت انسان

کس ندانست بشر ازچه پدیدارشدست علّت خلق بشـر، حلّ معمّا عشـق است حمد و سپاس پرو...

رضایت از زندگی و خداشناسی

در دل خود گنج اسما یافتیم          کس نداند آنچه را ما یافتیم (دیوان نوربخش) ح...

خداوند از همه جهانیان بی نیاز است

خداوند در سوره ی 14 آیه ی 8 فرموده : « وَ قالَ مُوسی اِن تَکفُرُوا اَنتُم وَ مَن...

اشعار

همنشینان پاکباز

دوش   گِردِ   قدحم  عافيتی بود  مدام                     زهد  و تقواي  دمادم  ...

دردی کش میخانه

قــرآن ناطـق پیـر مـا، چشمان او تفـسیر آن          آیـات دلـجـویش بخوان، مستی بو...

مهمان نور

الا ای نوربخشِ دل، مرا در نورمهمان كن          بزن آتش سراپايم، بسان شمع سوزان ك...

خطوط شیدایی

مـدار ابرو و چشـمت خطـوطِ شـیدایی          نشـانِ عشـق و یه عالـم سـرانِ سـودایی...

با عشق بیا تا بشنوی

با عشق بیا تا بشـنوی، مهـر و صـفا را بشـنوی          گوشت شـود نغمه سـرا، ساز هُ...